1595+
هر آدمی دوتا نیمه ی تاریک و روشن داره . اینکه کدوم پررنگ تر و همیشگی بشه کاملا دست خود آدمه ، هم نشین هم بیشترین تاثیر و توی این موضوع داره .قطعا منم هردونیمه رو دارم ، پس باید مراقبت میکردم . تو یه زمانی این نیمه ها شروع به رشد و گسترش میکنند ، در اخر زور یکی میچربه و توی ذات ادم نهادینه میشه . این زمان کیه ؟ دقیقا این سنی که من دارم .
داشتم به این فکر میکردم منم کامل میتونستم شبیه اون باشم یا علایق اون و داشته باشم ، حتی داشت کم کم باورم میشد میخوام تا اخر عمر توی اون تباهی زندگی کنم ! مفهوم مراقبت و فراموش کرده بودم .
ولی حقیقت اینه ادم میتونه به هر شکلی که میخواد زندگی کنه ، خوب یا بد ، مفید یا مضر ، خیانتکار یا متعهد یا ..
این فقط به انتخاب ادم برمیگرده .
اگه یکی بگه "من ذاتم اینجوریه ، به یکی راضی نیستم و میخوام با همه لاس بزنم ، اینجوری خوشحالم " و از گردن خودش باز کنه مفهوم مقاومت و زیر پا گزاشته . بنظرم انسان باید خودش و توی مسائلی که اشتباهه و درگیرشه به چالش بکشه تا روحش رشد کنه . پس زندگی یعنی چی اگه خودت و شل بدی تو هرمسئله ای ؟