1094-

چون خیلی وقته دلم یه چیز تازه میخواد !

1093-

قطعا اگه لب تاب برسه از خوشحالی میزمو گاز میگیرم **

1092-

بدونِ شک جذابیت پسرای باهوش بیشتر از پسرای خوش قیافه و خوش هیکله ! مثلا هیچ بازیگر خوشگل یا ورزشکاری یک صدمِ مایکل یا شرلوک هلمز جذاب نیستن = ) 

+ تا نظریات بعد ، خدانگهدار 

1091-

فکر کنم چون خیلی این مدت بی ادب بودم دیگه کوثر نمیخونتم =)) ایم ساری .

1090-

ولی یه خنده زدم دیشب به جرعت میتونم بگم لذت بخش ترین خندم توی این چندسال اخیر بود =)) حتی یادم نمیاد زی زی چی گفت که اونجوری کوتاه ولی از ته دل خندیدم ، فقط میدونم خیلی وقت بود یادم رفته خنده ی واقعی چقدر خوبه =) 

1089-

چرا هرکی شوعر میکنه میره پشت سرشم تو بلاگفا نگاه نمیکنه ؟ 

:))

1088-

الان که دقت کردم در پستِ 1087 واج اراییِ "سین" داریم . خب ؟ به جفت شُخمای ممدلانگِ مهتابمون =))) 

1087-

لیست اثتنستاهای لست سینمو از بیستُ هشت رسوندم به سه =) 

 

1086-

+ فلش بک زدیم آهنگایِ قدیمی . 

· لالایی ـ زندوکیلیِ عزیزم :')

1085-

خیلی نازک نارنجی شدم ! سرکوچک ترین چیز توی فیلم ها اشکم در میاد . حتی فیلم مسخره ی ستایش که ده هزار بار دیدم . سرسفره چندین باز نزدیک بود کنترل از دستم در بره و زار زار بگریم : ) 

1084-

مامانم گفت رانیتیدین نخور ولی خوردم :/

1083-

من واقعا دیگه حالم از صدای جر و بحث بهم میخوره !

1083-

من واقعا دیگه حالم از صدای جر و بحث بهم میخوره !

1082-

باز من نشستم فیلم دیدم سیستم خوابم بهم ریخت :| 

خواب دیدم با دوتا پسر و دوتا دختر رفتیم رستوران که یکی از پسرا داداشِ عن و خلافکار من بود ، یکی از پسرا کراشم بود که [ فیساً خارجی طور و ساده و جذاب بود ] یکی از دخترا رفیقِ شکموی من بود و عاشق ماهی بود =) برای ماهی هرکاری حاضر بود بکنه =)) ایح ایح . اون دختره هم بهش میومد نامزدِ افاده ای و بی مغز کراشم باشه چون همینجوری یریز سفارش میداد و فقط من متوجه شدم کراش بدبختم پول نداره 💔 باهم رفتیم بیرون و گفتم من کارت دارم موجودی بگیر رمز پویامم بساز =) 11 ریال پول داشتم . توی خواب کلی درگیر بودم که اون 100 تومنی که از سهام عدالت ریختن و 100 تومنی که قرار بود بابام بریزه کجا رفته ؟ :/ خلاصه د رهمون حین بود که من فهمیدم شوهرم بهم خیانت کرده . انگار یه کلکسیون ماشین گرون قیمت و ناناز داشت که رفتم دست گذاشنم رویِ زردترینشون ** و قصدم فقط پوکوندن ماشیناش بود =))) نصف شهر و به گند کشیدم =)) بعد یه روانشناس چساره اومده بود پیش بچه هام نشستع بود و سعی داشت منو اروم کنه فقط بهش گفتم دهنشو ببنده و گورشو گم کنه . خلاصه که وقتی داشتم ماشیناشو یکی یکی میزدم به در و دیوار و میپوکوندم یکی از پلیس های جی تی آی و زیر گرفتم =))) خب اوناهم دنبالم گذاشتن ولی گمم کردن . دیگه بعدش نمیدونم چیشد ، فکر کنم با کراشم از همشون دور شدیم .

1081-

زمین گرده حاجی .

به مزخرف بودن رابطتتون رسیدی ؟ آخی .

1080-

دیشب شبِ سختی بود .

هم اینورِ بالشتم خیس اشک بود هم اونورش =) 

هرچی که بود گذشت . 

1078-

امشب شبِ خیلی خوبی بود زی زی : ) 

ما هردومون به اون بغلِ سفت و محکم نیاز داشتیم . شاید دلامون به روی خودشون نمیاوردن ولی قطعا به اون ابرازِ محبت هاهم نیاز داشتیم . دلم برای شنیدنات تنگ شده بود . برای دیدنت برای تنت برای خنده هات برای زی زیم تنگ شده بود . بهترین کارِ دنیارو کردی که اومدی سراغم . دوستت دارم . 

توصیفِ امشب فراتر از یه مشت کلمه است . همین که خودم و خودت خوب اون لحظات و بالای پشتِ بوم زیر اون آسمونِ آبیِ ابریِ پرستاره به خاطر میسپاریم کافیه . 

1077-

حرفـام .

# ادامه نوشته

1076-

بنظر میاد هوآ بیش از حد خوبه : ) ! 

بویِ خاطره هام میاد ، خاطره های بچگیم .

1075-

قریب به سه ساعت با خواهرم صحبت کردیم . گفت و گویِ مفیدی بود . مثل همیشه منطقی : ) و واگذار کردن بقیش به خودم . بدون هیچ اجباری . ازم خواست فردا انجامش بدم . چیزایِ جدید شنیدم ازش . گریه کردم ، گریه کرد . 

1074-

"نون خ 2" هم باحال بوده ندیدیما :))

1073-

خب ؛ 9:30 بیدار شدم . مسواک و صابون زدم . پیاده روی و ورزش و میزارم عصر . حالا بریم طرح سوال تاریخ . بعدشم فلسفه بخونم .

باید 20 تا سوال فارسیم طرح کنم ، واقعا همه طرحیو توی 20 تای قبلی ریختم الان دیگه چیزی به ذهنم نمیاد =| میاد میاد انرژی منفی ممنوع . همینطور دینیم باید بنویسم . 

1072-

امروز رفتم پیاده روی : ) 

فردا هم میرم . ولی تنها .

1071-

تواناییِ اینو دارم کلِ اون ماهیتابه موادِ ماکارونی رو تو پنج دقیقه بخورم . ولی بهم نمیدن :(

1070-

خستم ازشنیدنِ این صداها :') از دعوا و بحث و کل کل  . خستم .

1069-

گندِ این یکی رفیقمونم که درومد :| فکرشم نمیکردم .

1068-

میدونی سختیه کار کجاست ؟ 

اینکه چندساعت تو اتاق  سرگرم گوشیت بودی همه فکر میکنن خوابیدی ، باید بعدش کلی با انرژی رفتار کنی درحالیکه منگِ خوابی :)))

1067-

این یه سیاست دخترونه است که وقتی مامان یا بابا از بیرون خونه زنگ میزنن با کمی تاخیر جواب بدی که نفهمن گوشی دستته و فکر کنن داشتی درس میخوندی =)))

1066-

لعنت به بی مغزا و مزاحمای بلاگفا . لعنت .

1065-

از ساعت 1 تا الان جز یک ساعت و نیم بقیشو درس خوندم . یعنی نوشتم بیشتر  .