1360+

یه عالمه جلوی بابام گریه کردم ، امیدوارم به زودی راهِ خودمو پیدا کنم و از نگرانی درشون بیارم ..

1359+

 i love you _ Billie eilish +

1358+

معصومه یه سر اومد اینجا امروز ، توی همین راه پله نشست و اندازه ی دوازده سال زندگیِ سختش درد و دل کرد . هر لحظه اش تلخ بوده ، هر لحظه اش درد بوده ، از همون اول ازدواج . یه وقتایی آدم یه موقعیت هایی میبینه که متعجب میشه واقعا چرا ؟ چرا گره ی کارشون باز نمیشه ؟ بازدمِ هر نفسش انگار کلـــی غم بود .. هربار مامانمو سرزنش میکردم چرا میره اونجا که بشنوه غماشونو و اعصابش خورد شه . واقعا چقدر مصیبت و دارن تحمل میکنن این خونواده .. کاش یه پدر بالای سرشون بود ، کاش حداقل بی کَس نبودن .. بهم میگه تو جوونی پایه سجاده برامون دعا کن :) بگردم من آخه .. 

1357+

حالا من چی بپوشم نامزدی داریم 🚶

1356+

چه بی ادب شدم =)))

1354+

فندک میخوام .

1353+

خواب دیدم دماغمو عمل کردم .

1352+

حوصله سسشر تفت دادنای این پسرو ندارم !

1351+

دو سه روزه همه در حال حرص و جوش و نگرانینن ؛ منم مثل تمام اونها به خودم حق دخالت و قضاوت در مورد زندگی شخصی اون دونفرو دادم . از صبح که کمی عمیق تر فکر میکنم میبینم واقعا ما چکاره ایم ؟ من چکاره ام ؟ به ما چه که اون دوتا عاشق هم شدن ؟ به هیچکس واقعا مربوط نیست ...! با این کارها و دخالت ها فقط اوقاتشونو تلخ کردیم . کاری به اون دختر ندارم ، من به عنوان دختر عمه ی داماد وظیفه ام بود تبریک بگم و از ته دلم براشون آرزوی خوشبختی کنم :) پس کدورت چندین ساله ام و کنار گذاشتم برای پیام تبریک فرستادم . شاید قرار باشه بعد از این دوره ی پرتشویش باز حس کینه و دلگرفتگیم بهش برگرده ، اما الان همون یه پیامکِ گرم و از ته دل یه کوچولو دلش و گرم می‌کنه وقتی در مقابل همه با یه حجمی از اعتراض و مخالفت داره روبرو میشه .

1350+

معدم 💔

1349+

وقتی به آیندم فکر میکنم و تو توش نیستی یعنی هیچی از حس اطمینانم بهت نمونده  :) فاتحه مع الصلوات

1348+

دیشب دوساعت بیدار بودم باز خوابیدم تا الان =| پشمام

1347+

از پست اخر تا الان یه ریز خوابیدم . 

1346+

صگ برینه تو این سردرد 

1345+

یکی اسمِ یه گوشیِ کیوت بده . 

یکی ام اسم یه ماشینِ خوشگل بده . 

در این دو زمینه اندازه گوزم سر درنمیارم .

1344+

گفتم از کشوی من لباس گم میشه ؟ یا بهتره بگم دزدیده میشه =| حالا قبلا با خنده وشوخی میگفتم جن داریم الان دیگه مطمئن شدم . 

· لامصبا من از خیر اون مانتو نمیگذرممممم . فااااک یو

1343+

عین بغلم کرد موقع خدافظی بعدم دست انداخت دورگردنم و شروع کرد حرف بزنه ، داشتم فکر میکردن بهتره تا آخر عمر مجرد بمونم تا اینکه قیافه ی یکی و ازون فاصله ی کم تحمل کنم و کسیم قیافه ی منو ازون فاصله ی کم تحمل کنه :| 

1342+

یه پیاده روی تک نفره برم بد نیست . 

1341+

با خودم قرارگذاشته بودم دیگه فیلم ایرانی نبینم ولی اسمم چیه ؟ گاو 🐄

1340+

هوس مرغ کرده بودم ، قرار بود بابام از رستوران بگیره . زنگ زد گفت مرغ ندارن چیز دیگه ای نمیخوای گفتم نه . بعد کلا دپ شدم چون جذبش کردم و نشد :| ادم شکمووو

اومد خونه دیدم مرغ اورده میگم از کجا ؟ گفت سه تا رستوران رفتم مرغ نداشت . از رستوران اخری که اومدم بیرون یه مردی صدام زد گفت چرا غذا نگرفتی گفتم مرغ میخواستم نداشت . یه دست غذا داد گفت مرغه . پشمهایم 🔥 یه ماشین غذا به مناسبت عید پخش میکردن .

1339+

اینکه خودت و دوست نداشته باشی زجراور ترین چیزه . امیدوارم برای هیچ کدومتون اتفاق نیوفته . 

1338+

ولی کششم به سمت چسناله است بیشتر =)))

1337+

بابام اون روز حرفای قشنگی زد . 

1336+

مامانم و درک میکنم ، به زور محبت کردن واقعا سخته .

1335+

خُب :'))) 

امروز یادمون بمونه . 

اولین روز واسه شروع . 

 

1334+

نسبت به دِک حالت استفراغ دارم . ممد امین بدون شورت میاد حالم بده میشه .

1334+

آهاااان ، قلم چیِ گه . 

1333+

هرچی فکر میکنم یادم نمیاد با زهرا داشتیم کجا می‌رفتیم که بهم میگفت قبلش یه ذره باید نرمش کنی وگرنه بدن درد میگیری . 

1232+

دلم برا ممدحسین تنگ شد یهو :))

1231+

رابطه ای که باعث آرامش نمیشه رو باید رید توش .