+ افکآرِ خونی
دلم میخواس دیشب و پریشب نبود :)
و خیلی شبهایِ دیگه
دلم میخواس دیشب و پریشب نبود :)
و خیلی شبهایِ دیگه
شاید همه چی بخاطرِ اینِ که من اهلِ زندگی تو این دنیا نیستم =)
اگه کامنتی و جواب نمیدم
واسه اینه که دوست دارم در کمال حوصله پاسخگو باشم :)
میزارم بعد
تو تاریکیِ امشب
تنهایی رو بدجور حِس میکنم :)
شبی ک نیاز دازم به همدم , همراز , همراه
و خبری از هیچ کدوم نیست..
من اون مرزُ زیرِ پا گذاشتم
اما تاوانشو اون میکشه ..
میخواستم بِت پیام بدم و محتواش فریآدِ[ کمکم کن ] باشه .. =)
و ترسیدم از پشیمونیِ بعدش
با اینکه سابقه ات دراین موارد خوب بوده
+ قفلِ پکسُ سیگار:)
_سکوت در جوابش کِ قطعا خَسه کننده و نا امید کننده بوده
چه کاری ازم برمیومد..؟
این تضمینِ سلامتیِ
+ زنمی .. دوستت دارم ! تا اخرشم پات وای میسم :)
- من عقم میگیره نگا قیافت میکنم
دِلِ سیّد شکستن تاوان دارد..
:)
دلم واسه چی تنگ شده..؟!
اینکه مثل پارسال تا نصفه شب تو گروهِ چآر نفرمون پلاس باشم ؟ :))
یا مثلا حرفایِ ممرضا ؟
برای کرم ریختنام تو گروهایِ دیگه و اسکرینایی ک میدادم از ایسگاه کردنام :))
و حِسوم ک میگفت لعنتِ خدایان برتو باد ک برده داریِ مدرن میکنی :))
اون ویدئو یِ معروفِ نیا :
دهنت سرویس کِ .. میچسبی به حاشیه اصل موضو یادت میره
اینا , بزرگه
عنِ اینو کامل دراوردیم :)))
این انسان اگر میدونست انقد مورد تمسخر ما قرار میگیره عمرا بیان میکرد ک این دوتا دندوناش بزرگه !
ولی حقش بود !
جی ان خانوم!
یا ! هآیِ فراوانِ ممرضا :))
برای آهنگایِ خارجی ک هیچی ازشون نمیفهمیدم
هی میفرستاد هی میفرستاد هی :))
برای سیگآر
برای پشتِ بوم
برای فندکِ بنفشم ک مث مالِ ممرضا بود
برای پی ویا
برای ایسگا کردنا
برای هزاران برای دیگه
اما اینارو گفتم ک بگم دلم برا هیچ کدوم تنگ نشده :))
این قلب دیگه برای این جور چیزا نمیزنه
خوشآلم ک بی حسم براشون
آدمایِ بشدّت قلبی قلبی بودن
تغییر رو خیلی میشه حس کرد :)
خوشحالم واسه اون دوتایی ک خبر دارم و میدونم حال ُُ اوضاشون از پارسال خیلی مثبت تره
اون دوتارو هم ک ندونبه
امیدوارم خوب تَر تَر تَر تَر شن
خودمم کِ
خُدا خودش محکم بغلم کنه :)
دستمو بگیره پرتم کنه
همون جایی کِ ذاتم , ذاتا میپذیره
ی جوری میگه : ینی میخوای روی منو زمین بزنی؟؟؟؟
انگار مایکلی، امیری، خونوادمی، رفیقمی
ک من فقط میتونم در پوکر ترین حالتِ ممکن با چشمای نیمه باز به صفحه گوشی بنگرم
با نگآهی کِ یه گو بخورِ خاصی توش موج میزنه
روتووو برم حآجی روتو برم!
+ گرگُ میشه..!
دقیقا مثلِ حال و هوایِ درونِ خودم
و بعدِ این همه مدت
دلتنگ گوشیم شدم :)
دلم خواست آهنگایِ خودم و
دلم خواست مث همیشه غرق شدنُ
اما مجبور بودم همینطور ک صدا هارو میشنوم
بخوابم
چون اون دقیقا اومد اتاق من خوابید!
فقط فکر کردم
از هر طرفِ ذهنم یِ چیزی میپاچید !
استرس بود
نگرانی بود
ترس بود
بهت بود
و در آخر صدایِ جیغِ بلند روحم و درونم شنیدم
+ من فقطُ فقط , میخواستم برم حرف بزنم با مهربونم
همون بالا
بعد برگردم..
خواستم بزاره برم
بپرم تو بغلشُ های های گریه کنم..
نوازشم کنه
در من بِدَمِ
:)
ولی فقط منُ خوابوند
ک مغزم از صداها نترکه
امشب باید جمع و جور کنم خودمُ :)
اگه نکنم فردا روز کارم ساخته است ..!
کاش اون روی میزم نبود
مزاحمِ حس و حالمه
کاش ابجی امشب اینجا نبود
مزاحم تمرکزمه
و هزاران کاشِ دیگه برای ساختن.
تولدت مبارک بابایِ مهربونُ خوش قلبم :)
همیشه نگرانم بودی
و اگه یه وقتایی دلم ازت گرفت
اشک تو چشام جمع شد
فقط بخاطر همین بود..
دوستت دارم
میدونم این دنیا بدون تو برام هیچ معنی نداره
بدون اخمات
غر زدنات
اینکه از پشت در صدام میزنی بیام کمک :))
اینا اگه نباشه منم نیستم
فقطم صلاحمو میخوای
من درکشو ندارم
+ انشاء الله سایه ات همیشه بالای سرم باشه
امروز اومدم خونه عمه برا نگه داشتن دوقلو هآیِ بشدّت دوست داشتنیِ خوش اخلاق و مهربونِ خوش خنده :)))
الان خوابن.. 💙
کِ من اینجام و وقت کردم پست بزارم :||
این بار منتظر میمونم :)
پاپیش نمیزارم برای باهات بودن
چون این حقِ منه
ک بایستم
و تو بیای سراغم
برگردی نگا کنی و بفهمی ک دیگه کنارت نمیام
بفهم
پیگیر باش
نزار حیف بشه :)