+ ...

تفاوتُ کاملا تو تسلیت گفتنا حس کردم ..

فراموش نمیشه :)

...

عاطفه گفت 

میم دیوونه نشه خوبه =) خیلی دوسش داشت

 

من برای بار دوم تو کل این سالها,  دلم برای این پسر سوخت

 

خاله مامانم فوت شد..

یکی یکی بزرگ ترامون کم میشن..

فاصله هامون زیاد میشن..

 

 

بدونِ هیچ حرفی 

بدونِ هیچ فکری

لفت 

+ جالبه

دارم یکی یکی همرو پس میزنم !

+ گردشِ نور

پریشب که تو راه خونه, وسطِ کویر بودیم 

و من سرمو گذاشتم لبه شیشه ی ماشین وبه آسمون خیره شدم 

با خودم گفدم 

کاش یه دوربین در حدِ چشام داشتم 

البته با لنزِ عینک جانم :)) 

ولی چقدر میونِ اون همه ستاره بودن لذت بخش بود 

و اون شهآبی کِ دلم خواست و رد شد , دلنشین 

+ درد عنوان میخواهد..؟

انگار رفته گردشِ علمی توبدنم , این درد

+ :)

درسته اون منو ناراحت کرد

ولی من لبخندِ از روی خوشحالیشو به عذرخواهیش ترجیح میدم 

 

+ ?¿

هرروز با معده درد چشم باز میکنم 

+ رفیقِ قدیمی!

حسِ شدیدم به ممرضا که همه ازش مطلع بودن تقرییا تموم شد

یهو!

عجیبه :| 

+ تُف تو هرچی معافیه

الان یه روزه نماز نخوندم چون هرلحظه حِس میکنم الان پریود میشم 

:| 

خاک تو سرت ! 

که منو میچزونی 

+ °°

اونا زندگیُ گم کردن 

چون خدارو گم کردن

 

+ 🌱

زندگی گُل به توانِ ابدیت :) 

+ کآکتوس طور

+ همینجوری نی نی میده :) 

اگه چشمش نکنم