قریب به سه ساعت با خواهرم صحبت کردیم . گفت و گویِ مفیدی بود . مثل همیشه منطقی : ) و واگذار کردن بقیش به خودم . بدون هیچ اجباری . ازم خواست فردا انجامش بدم . چیزایِ جدید شنیدم ازش . گریه کردم ، گریه کرد .